| |||
|
خدایییش با این همه حسنی که ......... بیخیال .

در کوچه باغ های هنر هفتم...
قصه پر غصه سینمای ایران از آن جا شروع میشود که عده ای غرب زده! در سال 1279 دستگاه "سینماتوگراف" را به ایران می آورند و در سال 1291 اولین سینما در ایران ساخته شد( آن 12 سال این دستگاه چکار میکرده؟ نمیدانم!). تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تاسیس شده به نمایش فیلمهای غربی که در مواردی زیر نویس فارسی!_ البته بدون تغییر رنگ فیلم ، بدون افزایش عرض تصویر، بدون افزایش طول لباس و حفظ امانت در ترجمه _ داشتند میپرداختند. سال 1308 اولین فیلم تمام ایرانی به نام "آبی و رابی" توسط "آوانس اوگانسیان"(!؟) ساخته شد. و در سال 1311 اولین فیلم ناطق تمام ایرانی توسط "عبدالحسین سپنتا" در بمبیی(!؟) ساخته شد. البته در تمام ایرانی بودن این فیلمها به هیچ وجه شک نکنید!
فقط مشکل فیلم اول این است که سازنده اش ایرانی نبوده،
_ اصلا" شاید ارمنی الاصل تبعه ایران بوده! به قول دوستی من را سننه!؟_
ودیگر این که نام فیلم شبیه نامهای ایرانی نیست
شاید آن زمان اسم ایرانی بوده و حتی شاید لغت کهن باشد__
فیلم دوم هم به شکر خدا تمامی دست اندر کارانش ایرانی بوده و فقط فیلم لری ،در بمبئی ساخته اند.
"البته میدانید در زمان خودش، هند مال ما بوده و شاید هنگام اسباب کشی از آنجا! عده ای از طایفه غیور لر آنجا جا مانده اند(محض روز مبادا!) و کارگردان باهوش این را میدانسته!."
به دلایلی نا معلوم مجبوریم چند سالی چشم و گوش هایمان را بسته
.
.
.(...من گاو مشدی حسنم.)
.
.
.
.(فرمان فرمان که میگن اینه؟)
.
.
.
. (تو عزيز دلمي دل انگيز)
.
.
.
تا به سال 1387 برسیم ،(قرار بود چشم و گوشتون بسته باشه مثلا"!)
از سینمای ایران چیزی نمیدانیم ، شاید دیدن چند فیلم، کمکی باشد برای شناخت سینمای کشورمان!
فیلم اول:
روی صندلی سینما که میشینی یاد مدرسه ات میفتی...آخه اینجا چرا دیگه نیمکت گذاشتن؟ یه کم اطرافتو نگاه میکنی آمار بقیه رو در بیاری، سمت راستت 30، 40 تا بچه با خانم معلمشون نشستن، یه کم پایین تر یه خانواده هستن که از باباهه معلومه کارمنده و بلیط مجانی بهش دادن ، اونم از موقعیت استفاده کرده، سمت چپ بالا و پشت سرت چند جفتی پرنده ی عاشق، آشیانه کردن که قیافه هاشون داد میزنه که فقط و فقط واسه دیدن فیلم اومدن....
فیلم شروع میشه...میگن کمدیه،اولش فکر میکنی چون همه دارن میخندن تو هم باید یه لبخندی بزنی ، با خودت فکر میکنی اینا به چی میخندن؟ به لودگی این پسره که شک داری پسره!؟به این دختره که روسریش یه کم بیشتر از حد معمول عقب رفته و داره، نون شبیه بودن به یکی از بازیگرای فیلمفارسی رو میخوره!؟، یا به آهنگ ریمیکس شده ی لوس آنجلسیش با کلمات مسخره تر؟، یا به آخرش که نه تو نه بازیگر نه کارگردان و نه حتی نویسنده نفهمید چطور شد که اینجوری شد؟از فیلم خوشت نمیاد ومیای بیرون...
فیلم دوم: از همه تعریفشو شنیدی ، توی سینما بازم مثل سری قبله، ولی اینبار رو صندلی داره ، فیلمو که نگاه میکنی از داستانش خوشت میاد ،احساس میکنی با فیلم یه ارتباطی برقرار کردی حتی احساس میکنی که داستانش رو از قبل میدونستی و حتی دیالوگ هاشم آشناس ، یه جرقه تو ذهنت میزنه که این فیلمو قبلا" دیدی...بعله... آقایون از رو یه فیلم هالیوودی کپی کردن ...
فیلم سوم:اینبارم همون حس فیلم قبلی برات تکرار میشه ولی مطمئنی که فیلمش هالیوودی نیست،خوشحال میشی، یه دفعه یادت میاد این که قبلا" فیلمفارسی بود؟ چطور اینجوری شد؟ معلوم میشه که عده ای از کارگردانان طرفدار بازگشت به خویش، خورشید غروب کرده ی فیلمفارسی را همچون اسپایدرمن ،به حالت خورشید ساعت 12 کشانیده اند و خیلی هم از خودشان متشکرند...!
فیلم چهارم: این یکی رو میگن فیلمش معناگراس! ، به جز همون زوجهای عاشق دیگه کسی رو تو سینما نمیبینی،
فیلمو میبینی ازش هیچی نمیفهمی،به هر کی میگی که نفهمیدی یه پوزخند میزنه رد میشه ، جوابتو نمیده،...
فیلم پنجم: به خودت میگی این آخریشه ،دیگه نمیام سینما، تو خونم میشینم همون سی دی ،دی وی دی ها رو نگاه میکنم ،
بر عکس قبلیا از این فیلم خوشت میاد، دیگه مطمئنی که نه هالیوودیه نه فیلمفارسیه و حتی هر چی فیلم هندی رو که دیدی تو ذهنت مرور میکنی....نه هندیم نیست
بازیا خیلی حرفه ایه ، کاگردانی عالی،داستان محشر، موسیقی متن معرکه ،...
اما...
توی سینما همهمه میشه، میفهمی درا بسته شده، بوی دود میاد، میگن سینما آتیش گرفته.... یهو
احتمالا" اگه ادامه ندم سنگین ترم!!!
.
.
پاورقی، بدون شرح:
حميد هامون (خسرو شكيبايي) : تو ميخواي من اوني باشم كه واقعا" تو ميخواي من باشم ؟ اگه من اوني باشم كه تو ميخواي ، پس ديگه من ، من نيست . يعني من خودم نيستم.
سوته دلان (علي حاتمي)
مجيد (بهروز وثوقي) : آخ كه چقدر دشمن داري خدا ، دوستتاتم كه ماييم ، يه مشت عاجز عليل ناقص عقل كه در حقشون دشمني كردي.
آژانس شيشهاي(ابراهیم حاتمی کیا)
حاج كاظم (پرويز پرستويي) : تو ميدوني گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني دسته بره خط نفر برگرده يعني چي؟
گوزنها (مسعود كيميايي)
سيدرسول (بهروز وثوقي) : وقتي رفتي ، نفهميدم كي رفته ، حالا كه اومدي ، ميفهمم كي اومده!
از كرخه تا راين (ابراهيم حاتمي كيا)
سعيد ( علي دهكردي) : خدايا ... من شكايت دارم . من شاكيام . پس كو رحمانت ؟ پس كو رحيمت ؟ آخه چرا اينجا ؟ چرا حالا ؟ چرا اينطوري ؟ من شكايتمو پيش كي ببرم ؟ به كي بگم ؟
خانهي خلوت (مهدي صباغزاده)
امير جلال الدين (عزت الله انتظامي) : مردان بي عار ، زنان بي كار ، تلفنهاي خر تو خر ، موضوع خوبيه ، اما فكر نميكنم چاپ كنن.
فال متولدین ماههای فروردین،اردیبهشت ، خرداد ، تیر ، مرداد ، شهریور، مهر، آبان ، آذر ، دی ، بهمن و اسفند :
اول از همه برای اینکه نشان دهیم حرفهایمان درست و بدون شبهه است از وضعیت امروزتان میگوییم:
آینده گذشته:
هوای شهرتان گرم است،یعنی خیلی گرم، برقتان گهگاهی قهر میکند،آب خانه تان هم چند باری قطع شده . در این موارد حتی به فکر نوشتن نامه ای به خداهم افتاده اید.
هروقت که بر سر سفره میروید منتظر دیدن یک 10 لیتری نفت هستید،که نیست!
وحتی میخواهید بگویم همین الان چکار میکنید؟(شوخی کردم! دیگه تا این حد خبره نشده ام!)
آینده دور:
اگر پسر مجرد هستید، همسر شوخ طبعی اختیار میکنید!همسرتان کتاب طنزی در مورد <معجزه هزاره سوم>مینویسد که آن را اتفاقی! جدی میگیرند و شما به مشاغل زیر به طور همزمان دست میابید: سخنگوی دولت، وزیر دادگستری، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، عضو حقوقدان شورای نگهبان و استاد دانشگاه تهران.
اگر متاهل هستید، به همسرتان بگویید یک همچنین کتابی بنویسد , و همان شغلهای مذکور را بدست می آورید.
اگر دختر خانم هستید،بعد از ازدواج سعی کنید کتابی به اسمی که ذکر شد بنویسید و همسرتان را خوشبخت کنید و در نتیجه خودتان خوشبخت شوید!
آینده خیلی دورتر تر:(15000 سال بعد...)
مثل امروزتان دولتی کارامد ،عدالت گستر و البته مهرورز بر کشورتان سلطه دارد و هیچگونه حرکت سختگیرانه ای در مورد حجاب وجود ندارد، کس نمیداند تورم چیست! . تصدی گری در دولت شدیدا" کاهش یافته. فضای آرمانی و آرمانخواهی برای مبارزه با تهاجم فرهنگی بر کشور حاکم است. فضای حاکم بر قرار دادهای نفتی بسیار شفاف شده است. ولی فکر اینکه نفت و یا حتی پولش و حتی بویش و حتی بوی پولش را بر سر سفره حس کنید ،کاملا" بیخیال شوید! حالا یه حرفی زده شده!شما باید اینقدر مواضع بی منطق بگیرید؟!
خلاصه کنیم ، فیلم WALL-E را دیده اید؟حداقل تعریفش را که شنیده اید؟... یه چیزی تو اون مایه ها...
قسمت دوم:
احتمالا" شما هم ترجمه های بعضی سخنان بعضی سران مملکتمان را در روزنامه های غربتی خوانده اید!
دیدم این یکی را حیف است از دست دهید!(منبعش را گم کردم!)
جمله علی لاریجانی: با نشان دادن << لولو>>ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند.
ترجمه نیوزویک: علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.
ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.
ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است
قسمت سوم :شعر
(قسمت پر رنگ شده!!! ، آشنایی دارد!)
تنها غزل کلاسمان بود و رفت
انگارکه اهل آسمان بود و رفت
دلتنگ شدم براش آموزش گفت
او ترم گذشته میهمان بود و رفت
لبخند بزن دو چشم بارانی را
تجویز کنی نگاه درمانی را
یک شعله برقص تا به آتش بکشی
دانشکده ی علوم انسانی را
بر پنجره سکوت من سنگ نزن
با ساز صدای گرمت آهنگ نزن
دیشب پدرم دوباره مغزم را خورد
دیونه چقدر بگم شب زنگ نزن
از جزوه ی این و آن کپی می گیرم
چون با توام از زمان کپی می گیرم
رد دو لبت بروی فنجان یعنی
از خنده ی نازتان کپی می گیرم
شیرین خانم سلام من فرهادم
من زنگ زدم بگم خبر را دادم
تا اینکه دوباره همکلاسم باشی
عمداً مدنی ۵ را افتادم
هی نامه به خط ثلث و تحریرنده
به اینکه چرا نیامدم گیرنده
بس کن پدرم قضیه را فهمیده
پشت تلفن صدا تو تغییر نده
یک شب به دلم ستاره ات می افتد
چشمان پر از شراره ات می افتد
هی با تلفون خوابگاه زنگ نزن
ای دختر بد شماره ات می افتد.
(شعر آرش گلشنی)
باسمه تعالی
ریاست محترم سازمان تربیت بدنی کل دنیا!
سلام علیکم:
احترامأ به استحظار میرساند، که متعاقب پخش شدن فیلم المپیک پکن از شبکه 3 ، تصمیم گرفتم که برای میزبانی المپیک 2012 که هیچی!!... لااقل برای المپیک 2016 ،ثبت نام کنم.
عرضم به حضورتان که، کشور ما تنها کمبودی که حس نمی شود، پتانسیل ورزشی است!. جوانان این مرز و بوم، هر کدامشان رضازاده ایی هستند برای خودشان، منتهی شرایطش جور نشده که پیشرفت کنند. من به شما قول می دهم که اگر المپیک را در ایران برگزار کنید، هیچکس ناراضی پایش را از المپیک بیرون نمی گذارد!.
آقای رئیس، سرانه ی فضای ورزشی برای هر ایرانی، 25 سانتیمتر مربع است!، یک حساب انگشتی ساده کافیست که متوجه شوید که در ایران 1750000 متر مربع فضای ورزشی وجود دارد که شامل، ورزشگاه آزادی، زمین های خاکی مجهز به دروازه فلزی( واقع در کنار کمربندی ها و بزرگراه های شهر های مختلف ) ، کوچه های آسفالته ی دارای عرض 6 متر و بیشتر( مجهز به پوت آشغال!!! جهت ساخت دروازه) ، حیاط مدارس راهنمائی و دبیرستان ( مجهز به آبشخور.... چیز!!... ببخشین... آبخوری ) ، و هم چنین چندین هزار متر مربع فضای سرپوشیده ی ورزشی ، از جمله 7-8 تا سوله و 2-3 تا سالن ورزشی و تا دلتان بخواهد نمازخانه ی مدارس( که جان میدهد برای پینگ پونگ و شطرنج و منچ!)
همانطور که ملاحظه فرمودی، برای فضای ورزشی المپیک مشکلی پیش نمی آید!. فکر بازی های آبی را هم کرده ایم. در گوشه و کنار ایران، تک و توکی دریاچه و سراب و چال آب! داریم که جوابگوی 500-600 نفر شناگر و پارو زن المپیک خواهد بود!.
دیگر چه میخواهی عزیز دلم؟!!. به جان رفاقتمان اگر نه توی کار بیاوری، دیگر نه من ، نه تو!!!...
مگر ما ایرانیان از این چینی های چشم بادامی، چه کم و کسری داریم؟!... به جان تو دلم خون است از دستشان ها!!!... به هر زحمتی که بود خودم را رساندم به افتتاحیه ی المپیک، آنوقت آنها فیلم جرج بوش را نشان می دهند و نوبت به من که میرسد، ورزشکاران را نشان می دهند!؟... من یک حالی از آنها بگیرم... اگر المپیک در ایران برگزار شود، طوری برنامه ریزی میکنم که موقع رد شدن تیم چین از جلوی دوربین، اد وقت اذان باشد!!!.
فقط این وسط می ماند 3-4 تا شرط ناقابل که عرض می نمایم!...
اول از همه آنکه : خودت هم خوب میدانی که ما با این اسرائیل ، آبمان در یک جوب نمی رود. اصلأ برای المپیک صدایشان هم نمی زنیم!!!.... آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و مصر هم به همین منوال!... مگر آنکه تا آن موقع، انرژی هسته ایی حق مسلم ما بشود. که در آن صورت برای آلمان و فرانسه یک فکری میکنیم و یواشکی آنها را صدا می زنیم!. ولی به جان تو مگر اسرائیل و آمریکا و مصر، از روی جنازه ام رد بشوند!.
دوم آنکه: در دیدگاه ما مالکین ورزش ایران، المپیک و خیلی از رشته هایش، فقط مردانه است!!!. بیخودی بحث حقوق بشر و حقوق زنان را راه نیاندازی ها!!!... به جان تو غیرتم قبول نمیکند که فوتبال و بسکتبال و کاراته ی زنان را در المپیک جای دهم!!... چه معنی دارد که بانوان امروز و مادران فردا!، به جان هم بیافتند و روی همدیگر فول کنند؟!... زن آیینه ی محبت است. از این رو در المپیک ما، خواهران گرامی، تنها در رشته هایی شرکت می کنند که این حرف و حدیث ها پشت سرش نباشد!!. شطرنج، گلف!، یوگا، ملیله دوزی و قلاب بافی و تیر اندازی ( این یکی هم فقط به خاطر اینکه توصیه ی اسلام است ها!!!... وگرنه عمرأ!!) از جمله رشته هایی است که میتوان در المپیک جا داد!
سوم آنکه: ما کشوری هستیم با یک عالمه سابقه ی فرهنگی و تمدن! ، لذا اصلأ بهمان بر میخ خورد اگر که المپیکی در ایران برگزار بشود و رشته های اصیل ورزشی ما را در خود جای ندهد. مثلأ ورزش زورخانه ایی،زور مچ!، قمچان! ، هفت سنگ، هکل مکل!!!، گرگم به هوا، وسط وسط! و غیره.
چهارم آنکه : باور بفرما که فوتبال بازی کردن و یا کشتی گرفتن و یا حتی شنا و شیرجه با کت و شلوار ، عالمی دارد برای خودش!!!... نه؟
پنجم آنکه : المپیک که همه اش ورزش و مدال و سکوی قهرمانی نیست که!!... ما برای ورزشکاران در خلال مسابقات، کلاسهای مختلف احکام و غیره برگزار میکنیم!. و آنها را به سفرهای زیارتی و سیاحتی هم می بریم!. تازه !!... به آندسته از ورزشکارانی که حداقل 6 ماه عضویت بسیج دارند، پتوی گلبافت جایزه میدهیم!!.
ششم آنکه : المپیک را یه وقتی برگزار کنین که به ماه های رمضان ، محرم ، صفر ، شعبان، رجب ، ربیه الاول و ربیع الثانی!، برخورد نکند!. چرا که تلوزیون ما در این ماه ها مشغول کار دیگریست! و نمیرسد که همزمان ، المپیک را هم پوشش بدهد!
البته یکسری شرایط و درخواست های دیگری هم داریم که مجال بیانشان نیست!.
پس دیگر ما منتظرمیزبانی المپیک 2016 می مانیم .
با تشکر- علی آبادی (همه کاره ی ورزش ایران)
...............................................................................................................................
خبر آبی:
معصومیت از دست رفته...
پس از درگیری شدید امیر ژنرال(!) و سرمربی محترم تیم ملی، و شکست استقلال مقابل پگاه گیلان، قلعه نوعی از دایی تشکر کرد.
امیر قلعه نوعی بعد از بازی مقابل پگاه، اعلام کرد :
تا قبل از این بازی پنجاه درصد به قهرمانی استقلال امیدوار بودم ولی بعد از شکست به قهرمانی خود 100% مطمئن شدم.اگر علی دایی بازیکنهای مارا نمیبرد تیم ملی، ما چه خاکی به سرمان میکردیم؟ و اگر ما همینطور از کل یوم ِ (نقل مستقیم) تیمهای لیگ شکست بخوریم ،150% قهرمان لیگ میشویم.
وی استنباط خود را از این موضوع لو نداد اما کارشناسان عقیده دارند که از آنجا که قلعه نوعی مربی جنم داری است این کارها از او بعید نیست.(نقل به مضمون)
او در پایان خطاب به دایی گفت: احتمالا" دارم عاشقت میشم...![]()
.
.
در جواب این مصاحبه علی دایی صریحا" اعلام کرد که: دلمو شکوندی .... برو حالشو ببر!

سلام دوباره به همه دوووتان خوبم و بازدید کنندهگان عزیز :
۱ خبر خوب این دفعه واسه رپر های عزیز ![]()
با کمک اعضای گروه خودمون و همکاری دوستان خوبم آرشین و عادل از گروه تریزگی
تکست و بیت های زیادی آماده کردیم که همش در نوع خودش محشره .
همه دوستان میتوونن درخاستشونو یا تو نظرات عنوان کنن و یا با شماره 09366903097(آرش) تماس بگیرن
دوستانی که مشهدن میتوونن تو استدیوی ما کار کنن
در خواست بده . گنده شدنت با ما ![]()
![]()
Some people never understand
Why do you like me..? Why do you love me?
I can t tell the reason.. but I really like you..
You can t even tell me the reason... how can you say you like
me? How can you say you love me?
I really don t know the reason, but I can prove that I love U.
Proof? No! I want you to tell me the reason. My friend s boyfriend can tell her why he loves her but not you!
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
"True love never dies for it is lust that fades away. Love bonds for a lifetime but lust just pushes away"
************ ********* **
Immature love says: 'I love you because I need you.' Mature love says 'I need you because I love you.'
'Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays...'
To be sincere I have a friend who is in her 50's I just was shocked to know she was so old
Guess Who
It's my

Why are you crying, a young boy asked his Mom
"Because I'm a woman," she told him.
"I don't understand," he said.
His Mom just hugged him and said,
"And you never will, but that's O.K."
Later the little boy asked his father,
"Why does Mom seem to cry for no reason".
"All women cry for no reason," was all his Dad could say.
The little boy grew up and became a man,
still wondering why women cry.
Finally he put in a call to God and when God got back to him, he asked "God, why do women cry so easily"
GOD answered
"When I made woman,
I decided she had to be special.
I made her shoulders
strong enough to carry
the weight of the world, yet,
made her arms gentle enough to give comfort
I gave her a hardness
that allows her
to keep going and take care
of her family and friends,
even when everyone else gives up, through sickness and fatigue without complainin
I gave her the sensitivity to love her children under any and all
circumstances. Even when her child has hurt her badly
She has the very special power to make a child's boo-boo feel better and
to quell a teenager's anxieties and fears
I gave her wisdom to know that a good husband never hurts his wife, but
sometimes tests her strengths and her resolve to stand beside him
unfalteringly.
For all of this hard work,
I also gave her a tear to shed
It is hers to use
whenever needed and
it is her only weakness
When you see her cry,
tell her how much you love her, and all she does for everyone, and even though
she may still cry, you will have made her heart feel good.
She is special
سرکاری :
يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!!!!
حالا فهمیدی اشپیل چی بود؟!
کاپش یکم دیگه طولش میدادم J
این یکی دیگه سر کاری نیس :
تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!



یکی پرسید زندگی زیباست؟
آن یکی جواب داد:زندگی نه تنها زیبا نیست بلکه اجباری است
یکی پرسید:اجبار از سوی آدمی؟
آن یکی جواب داد:اجبار از سوی خدا برای آدمی
یکی پرسید:چرا آدمی باید تسلیم این اجبار شود؟
آن یکی جواب داد:جون انسان است که میتواندزندگی رازیبا ببیند
یکی پرسید زندگی چگونه زیبا میشود؟
آن یکی جواب داد:زندگی زیبا نیست زندگی را زبیا باید دید
من زندگی می کنم سعی می کنم البته
ولی زندگی باهام نمی سازه
زندگی هیچوقت روی خوش بهم نشون نمی ده
ولی من مجبورم بمونم تا روشو کم کنم
زندگی حالتو میگیرم
حالا میبینی
همگی خوبیین ؟
ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم .
به خدا وقت نمیکنم . درس دارم
.
البته درس هم که نمیخوونم .
ولی چی بگم ؟
چه خبر ؟ ![]()
ممنون که تنهام نمیگذارین .
فیلااااااا . ![]()

سلام به همه دووستان خوبم . حالتون خوبه ؟ در سلامتیه کامل به سر میبرید هو ؟
میخواستم باهاتوون مشورت کنم و از تون کمک بگیرم .
راستش چند روز پیش یکی از دوستام ازم پرسید به عنوان وبت ( عشق مانند گل رز است میشکفد و پرپر میشود ) اعتقاد داری ؟
یکم با خودم فکر کردم و گفتم نه . چون اگه عشق واقعی و دو جانبه باشه هیچ وقت از بین نمیره .
اونجا بود که تصمیم گرفتم عنوان وب رو عوض کنم . چون دیگه به موضوع وب هم نمیخوره .
خیلی با خودم فکر کردم که یک عنان خوب پیدا کنم . ولی راستش تا الان که واستون مینویسم چیز خوبی به ذهنم نرسیده .
گفتم بیام با شما دوستانه خوبم در مییو ن بزارم شاید شما بتوونید کمکم کنید .
لطف کنید و عنوان هایی که به نظرتون مناسب وبلاگه رو بهم بگید . ممنون از همتون که همیشه کمکم بودید .
.............................................................................

حاج آقا : خودتونو كامل معرفی كنين ...
- شوهر : كاظم ! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتری ! ديلپم ردی ! ۲۳ ساله !
- زن : نازيلا ! ليسانس هنرهای تجسمی از دانشكده سيكتيروارد فرانسه ! ۲۰ ساله !
- حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شديد ؟
- شوهر : عرضم به حضور ان ورت حاجی ! ايشون مارو پسند كردن ! مام ديديم بد گوشـــــــتيه
گرفتيمش !!!
- زن : حاج آقا ميبينين چه بی چشمو روئه ! حاج آقا تازه سابقه دارم هست !
- شوهر : حاجی چرت ميگه ! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهيه كامل !
- حاج آقا : جرمت چی بود ؟
- شوهر : حاجی جرم كه نمشه بهش گفت ! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ...
مختوم النسلش كردم !
- زن : حاج آقا ميبينين چقد بی احساسه !
- حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلی تقاضايه طلاق كردين ؟
- زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولی اين آقا اصلا عوض نشده !
- شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟
- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟
- زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم !
حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!
- شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش !!
اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !
- زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه!
- شوهر : حاجی ميخوايم بريم خونه اون بابای قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزنی !
به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولی پايين رفتنش با شابدوالعظیـــمه !
حاجی ما از بچگی عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا !
- حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه !
- زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواری نپوش ! يكی مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!
- شوهر : حاجی من اصن بدون زيرشلواری خوابم نمبره ! بابا چارديواری اختياری !
راستش اينجا جاش نيست ولی بابای خدا بيامرزم ميگفت :
- حاج آقا : خدا بيامرزتش !
- شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعی كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــنی !!
يكی سيغار ! يكی زيرشلواری !
حاجی جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته !
آخه خدايیـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!
- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعی كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد !
- شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت كنيم !
دیــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم !
حاجی خسته مونده از سر كار ميام خونه به جای چايی واسه من كافی شاپ مياره !
درســته آخه ؟! حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتــيشـيا داده
به خورده ما !!! لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتی و از اين آت آشغالا
حاجی هركی يه سليقه ای داره ! خب منم عاشق آب سيرابی با كيك تيتاپم !!!
- زن : حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصيغه آزادش كرديم ...
- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسی نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم !!!
-حاج آقا : خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتين چرا با هــــــــم ازدواج
كردين ؟؟!!
- زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم ....

سلام . امروز به ۲ دلیل ۱ روزه ویژه است. ![]()
مگی چرا ؟ ...............................................
یکی از دلایلش اینه که امروز عید فطره .
که این عید بزرگ رو به همه تبریک میگم
.
.
.
و اما دلیل دوم ........

اگه تونستی حدس بزنی
؟
.
.
فهمیدی
؟
.
.
۱ راهنمای میکنم .!!!!!!
.
من ۱۶ سال پیش در این روز به دنیا اوومدم . ![]()
.
.
آره درست فهمیدی
. 
امروز تولدمه

.
.
میدونستم خوشحال میشی . !!! ![]()
حالا بیا از خودت پذیرایی کن .... ![]()

خوب حالا وقتشه بهم تبریک بگی.
........من آماده ام ![]()
۱
۲
۳
تولدم مبارک 
.
.
happy my birthday 
ممنونم ....
ممنونم .....![]()
اشا ال.... تولدتوون جبران میکنم . ![]()

اصلا دوست ندارم این قدر زود این مجلس تمووم بشه
چون به من خیلی خوش گذشت
ولی دیگه چاره ای ندارم و باید خداحافظی کنم .![]()
خداحافظ دوستان خوبم
.... همراهان arash0511 .
به امید دیدار ............... ![]()
![]()
![]()
bye bye .
خوبییییین دوستان ؟
خیلی دلم براتووون تنگ شده بود .
ببخشید دیر آپ کردم . همش تقصیر این مدرسه هاست .
از این به بعد کمتر آپ میکنم شما به بزرگی خودتون ببخشید .
این آپ تقدیم به شما دوستان خوووووفم :
روند رشد ز